روزمرگي

سپتامبر 9, 2008

خيلي زود با شرايط وفق  پيدا مي كنم و همه چيز برام عادي مي شه

اين خيلي خوبه كه قدرت تطابق دارم اما خيلي بده كه به روزمرگي مي افتم

اون هم به اين سرعت

معاون محل

آدي

ليدي

الهام

اعظم

و بقيه

همه و همه كلي حرف دارند براي گفتن

كلي مطلب دارند براي يادگرفتن

و من خيلي راحت دارم از  كنارشون مي گذرم

ادامه دارد

3 پاسخ تا “روزمرگي”

  1. زیادی راحت بودنم گاهی خوب نیست!

  2. آتوسا گفت

    بعد این “دارند” ها را به لهجه اصفهانی نوشتیند آیا؟

  3. احمد گفت

    سلام میخوام باهات بیشتر اشنا بشم عزیز

پاسخ دهید